
|
لاجوردي دليل استقبال خود از پيشنهاد جبهه پايداري براي كانديداتوري انتخابات مجلس را نيز بيان كرد و همچنين ديدگاه خود را درباره مواضع برخي چهرههاي سرشناس سياسي مانند آقاي هاشمي رفسنجاني بهطور صريح عنوان كرد. |
حق و باطل در نشریه خاتون آمیخته شده بود/ به احمدی نژاد امید زيادي داشتيم اما پایدار نبود
چندی پیش زهره سادات لاجوردی فرزند شهید بزرگوار سید اسد الله لاجوردی و استاد دانشگاه میهمان رجانیوز بود و با خبرنگاران رجانیوز گفتوگوی تفصیلی داشت. خانم لاجوردي كه به دعوت جبهه پايداري انقلاب اسلامي كانديداي انتخابات مجلس نهم نيز شده است، در اين گفتوگو هم ناگفتههايي را از پدرش بهعنوان ديدهبان بصير انقلاب مطرح كرد و هم در شرايطي كه در سالهاي اخير معاونت فرهنگي مركز زنان و خانواده رياست جمهوري را برعهده دارد، نظراتش را در مورد وضعيت حجاب و عفاف در جامعه و دانشگاهها، خانواده و راهحلهاي پيشنهادي براي اصلاح وضعيت موجود گفت.
لاجوردي دليل استقبال خود از پيشنهاد جبهه پايداري براي كانديداتوري انتخابات مجلس را نيز بيان كرد و همچنين ديدگاه خود را درباره مواضع برخي چهرههاي سرشناس سياسي مانند آقاي هاشمي رفسنجاني بهطور صريح عنوان كرد.
وي در بخش اول اين گفتوگو به بيان ناگفتههايي از شهيد لاجوردي پرداخت.
بخش اول گفتوگو: قصور در محافظت از شهيد رجايي قطعي بود/ فتنهگران حضور امثال او را سدی در برابرشان میدیدند
متن كامل بخش دوم و پاياني اين گفتوگو كه به موضوعات فرهنگي، خانواده، نگاههاي دولت به مسئله حجاب، نشريه خاتون و نظرخواهي در مورد برخي از شخصيتهاي سياسي اختصاص دارد، در ادامه آمده است:
يكي از دغدغههايي كه براي طيف گستردهاي از خانمهاي متدين ما مطرح است، وضعيت عفاف و حجاب است. خيليها معتقدند وضعيت فعلي خوب نيست و سير نزولي هم دارد و روند نگرانكنندهاي است. تحليل شما از اين وضعيت چيست؟
آن چيزي كه در جامعه شاهد آن هستيم، مسلماً وضعيت خوبي نيست، بهخصوص در شهرهاي بزرگي مثل تهران، وضعيت حجاب و عفاف به نظر من وضعيت خوبي نيست و اين هم البته دلايلي دارد. يكي از دلايل آن درست عمل نكردن مسئولين ماست. اينكه هرازگاهي قانوني را وضع ميكنيم. اولاً اين قانون را درست عنوان نميكنيم، ثانياً قانون را مستمر و دقيق اجرا نميكنيم. اين بدترين وضعيت است و نتيجهاش همان چيزي ميشود كه الان شاهد هستيم.
براي اينكه هنجاري در جامعه شكل بگيرد، مسلماً بايد آن قانوني كه وضع ميشود، مستمر باشد. ثانياً دستگاهها و نهادهاي متولي اين امر، همه بايد به يك نقطه بينديشند و يك هدف داشته باشند. نميشود در بعضي از نهادها مسئله حجاب و عفاف را آن هم در يك مقطع كوتاه پيگيري كنيم و يكسري قوانين را براي آن وضع و اجرا كنيم و از طرف ديگر، بعضي از نهادها و رسانههاي ما كه بهخصوص بسيار تأثيرگذار هستند با نمايش دادن برخي از نوع پوششها و رفتارها و گفتارهايي كه در حال حاضر در رسانههاي ما نشان داده ميشود، دقيقاً خلاف آن عمل كنند. اين رفتار، مخاطب را دچار نوعي سردرگمي ميكند و نهايتاً نميتواند تصميم بگيرد كه كدام كار درست است و كدام كار غلط. حجاب كه فقط مسئله نوع پوشش نيست، نوع نگاه، نوع برخورد، نوع تعامل با ديگران، نحوه برخورد، اينكه يك فرد با يك نامحرم چگونه صحبت كند، اگر حتي از اعضاي خانواده است و نسبت نزديكي با او دارد، ولي نامحرم است، چه مواردي را دقيقاً بايد رعايت كند. وقتي براي هيچيك از اينها برنامه نداريم و در رسانههايمان دقيقاً خلاف آن را به نمايش ميگذاريم و از سوي ديگر ميخواهيم كه آن ميزانها و هنجارها در جامعه رعايت شوند، مسلماً با اين مشكلات مواجه ميشويم، يعني عدم همسويي همه نهادهاي متولي در اين مسئله موجب شده است كه وضعيت حجاب وضعيت نابساماني باشد و نتيجه همين چيزي است كه امروز مشاهده ميكنيم.
پس ميشود از صحبتهاي شما این نتیجه را گرفت كه شما عملكرد يكسري از نهادهاي فرهنگي ما مثل صدا و سيما و دستگاههايي كه جنبه فرهنگي و اقناعي آنها به وضوح روشن است كه بايد چه كار كنند و ملت از آنها انتظار دارند كه چه چيزهايي به آنها نشان داده شود، طوري ميدانيد كه گاهي برخلاف اين خواسته است. تلويزيون يك چيز را پخش ميكند و تأثيرش را ميگذارد و بعد نيروي انتظامي خلاف آن عمل ميكند.
دقيقاً اين تناقضها باعث ميشود كه افراد نتوانند طوريكه شايسته يك حكومت اسلامي است، احكام و هنجارها را بهدرستي درك و بعد هم اجرا كنند.
اگر توانستيد وارد مجلس شويد، برنامه شما بهطور ويژه در اين زمينه چيست؟ شايد بسياري از مردم ما به اين نكته واقف باشند كه ما هم ميدانيم كه دستگاهها و نهادهاي گوناگون، به شكل متناقضي عمل ميكنند، ولي ما ضامن اجرايي خاصي براي آنچه كه بايد اعمال شود، نداريم. برنامه عملياتي شما چيست؟
من فكر ميكنم يكي از وظايف نمايندگان مردم اين است كه اولاً مشكلات جامعه را شناسايي و بعد آنها را اولويتبندي كنند و بعد قانونگذاري دقيقي براي حل اين مشكلات داشته باشند و سپس بر اجرا نظارت كنند. ما الان بسياري از قوانين را در زمينه حجاب و عفاف داريم. قوانين موجودند، اما نظارت بر اجراي اين قوانين صورت نميگيرد يا در مورد يك قانون در جايي به شكل سليقهاي عمل ميشود كه دقيقاً نتيجهاي مخالف آنچه كه مد نظر ماست، به وجود ميآيد. سليقهاي عمل كردن قانون و بد اجرا كردن آن لطمههاي زيادي به اصل كار ميزند، بنابراين علاوه بر اينكه بايد نواقص و خلاءهاي قانوني را برطرف كرد، بايد براي درست اجرا شدن و نظارت بر اجراي قانون هم برنامهريزي كرد و من فكر ميكنم اين يكي از وظايف مهمي است كه بحث نظارت بر اجراي قوانين را بايد جدي بگيريم.
آيا به نظر شما نمايندگان مجلس هشتم و بهطور خاص خانمهاي نماينده در اين زمينه كار مفيدي انجام دادهاند كه در مجلس نهم قابل پيگيري باشد؟
مسلماً كارهايي شده و در دستگاههاي ديگر هم همينطور، اما آن چيزي كه برآيند اين فعاليتهاست، در جامعه نمود و نتيجه بارزي ندارد، يعني وقتي به جامعه نگاه ميكنيم، مثلاً در همين زمينه حجاب و عفاف، منحصر كردن اين مسئله به زنان اشتباه بزرگي است كه مرتكب شدهايم و زياد بيان كردن اين هم باعث شده كه شايد زنان ما فكر كنند حجاب و عفاف فقط متوجه زنان شده است، درحالي كه اين يك دستور كلي است و حتي پوشش آقايان هم مثل پوشش خانمها تعريف شده است. بنابراين فقط مختص خانمها نيست و اصولاً محيط بايد يك محيط اسلامي بشود، فضا بايد فضاي اسلامي شود. مثلاً بحث تفكيك جنسيتي در دانشگاهها هم همينطور است. مسئله اين نيست كه بين زن و مرد ديوار بكشيم، مسئله اين است كه يك فضاي اسلامي به وجود بيايد و از اختلاط بيجا بين پسر و دختر جلوگيري شود و محيط، محيط مناسبي باشد. متأسفانه با بددفاع كردن از اين مسئله باعث شدهايم كه اين مسئله از قبل بدتر شود، يعني حتي براي اجراي درست آن هم مقاومت صورت بگيرد و هم ذهنيت غلطي از آنچه گفتيم به وجود بيايد، وگرنه اگر مسئله، درست عرضه و بيان شود، فكر ميكنم مقاومتي نباشد.
شما اصل طرح را خوب ميدانيد، ولي معتقديد بد مطرح شده.
بد مطرح شده، به اضافه اينكه در بعضي جاها اساساً اشتباه مطرح شده. مثلاً قصد نبوده كه در همه دانشگاهها دختر و پسر از هم تفكيك شوند. قصد اين بوده كه فضاهايي مختص زنان هم ايجاد شود كه اگر خانمي خواست به دانشگاهي برود كه مختص زنان باشد، دستش براي اين كار باز شود كه الان تعداد محدودي دانشگاه تک جنسیتی داريم و ثانياً همين فضاهاي موجود هم بهگونهاي باشند كه مانعي براي تحصيل آنها به وجود نيايد و فضا براي رشد علمي در اين مراكز بيشتر شود.
شما افزايش دانشگاههاي تكجنسيتي را براي ترويج امر حجاب و عفاف، مفيد ميدانيد؟
به عنوان يك گزينه براي وضعيت فعلي؛ ولي در درازمدت هر كسي بايد خودش تصميم بگيرد و انتخاب كند، در عين حال از اين نكته هم نبايد غافل شويم كه فضاي دانشگاههاي فعلي را بايد بهگونه مناسبي دربياوريم كه در آن علمآموزي در فضاي اسلامي صورت بگيرد.
در چند سال اخير و مخصوصاً يكي دو سال اخير بهخصوص در رسانهها برجسته شده بحث حجاب با قرائتي كه تفكر حاكم بر دولت مطرح ميكند كه بهطور خاص در ويژهنامه خاتون منتشر شد. عدهاي ميگفتند اين ويژهنامه چيز خاصي نداشت و بزرگنمايي شد و نبايد به اين شدت برخورد ميشد. خيليها هم معتقدند كه اين ويژهنامه سرنخ انحرافات بزرگي بود كه اگر همان موقع با آن برخورد نميشد، رو به گسترش بود. نظر شما چيست؟
در نشريه خاتون با افراد مختلفي مصاحبه شده بود. همه مصاحبههايش مشكل نداشت، ولي ما ميدانيم اگر حرف باطلي بخواهد مطرح شود، مسلماً حق و باطل را با هم مخلوط ميكنند و چه بسا آن حرف باطل در ميان بسياري از مسائل حق بيان شود و هنگامي كه ميخواهند حرف باطل و نسنجيدهاي را مطرح كنند، در لابلاي حرفهاي حق مطرح ميكنند و مسلماً نميآيند باطل را عريان مطرح كنند، بلكه اين دو را با هم امتزاج ميدهند تا شبهه ايجاد شود. نشريه خاتون هم تا آنجا كه من حضور ذهن دارم، يكي دو تا از مصاحبههايش واقعاً مسئلهدار بودند. اينكه نوع پوشش و مخصوصاً رنگ سياه چادر از كجا وارد مملكت ما شده كه گمانم اين مسئله را به زمان ناصرالدينشاه برميگرداند و ميگفت رنگ سياه مال آن دوران است و يا اينكه خود چادر را زير سئوال برده بود. اين حرفها مسلماً جهتدار است، مخصوصاً در فضاي كنوني كه ما خودمان در مورد مسئله حجاب و عفاف اين همه مشكل داريم. اگر قرار باشد در اين زمينه كاري نكنيم، از آن طرف هم چنين فضاهايي را ايجاد و با يكسري مطالب نادرست و غلط شبههافكني كنيم، مسلم ميشود كسي كه دارد عنوان ميكند، بايد هدف و غرضي از اين مسئله داشته باشد، والا پيشينه حجاب در كشور ما امر بسيار روشني است و كاملاً قابل دفاع است.
يعني شما اين كار را نوعي حاشيهسازي ميدانيد؟
بله.
نوع نگاه دولت را به مسئله حجاب چگونه ميبينيد؟
من يكي از مسائلي كه در مورد وضعيت حجاب در كشور ما به وجود آمد، ناشي از همين نگاه ميدانم، البته شايد آنها هم دلايلي براي خودشان دارند كه ورود به اين مسئله را به شكل صريح، خيلي لازم نميدانستند و بهنوعي ملاحظاتي صورت گرفت و با مسئله حجاب با قاطعيت و اثرگذار برخورد نكردند. شايد مسائلي باشد كه من اطلاع نداشته باشم، از جمله اينكه ميگويند شايد بايد فرهنگسازي شود و ابتدا جوان ما بايد جلب شود و بعد در اين زمينه كاري بكنيم، گذشت زمان نشان داد كه با اين روش، يعني با از دست دادن زمان و اينكه فقط بايد جوانان را جلب كنيم، زمان نشان داد كه موفق نشديم و نتوانستيم كاري را از پيش ببريم. اگر كساني كه دستاندركار هستند، حقيقتاً فعاليتهاي مثبت غيرمستقيم در زمينه حجاب انجام بدهند و كار فرهنگياي را در پيش بگيرند كه نتيجه عملي آن روي آوردن جوانان ما به حجاب بهتر و وضعيت فرهنگي بهتري بشود، جاي اميدواري خواهد بود، ولي وقتي ميبينيم كه در طي اين چند سال با ناديده گرفتن بسياري از مسلمات بهتدريج نقش مخرب بيحجابي بر فرهنگ جامعه نمود بيشتري پيدا كرده است، به اين نتيجه ميرسيم كه حقيقتاً بايد برايش فكري كرد و ميبينيم كه خانوادههاي متدين و حتي كساني كه چندان هم متدين نيستند، از واقعيتي كه در خيابانها ميبينند، بهخصوص در شهر تهران ناراضي هستند و احساسشان اين است كه ما وقتي با كشورهاي غربي هم مقايسه ميكنيم، ميبينيم در آنجا اگر زني حجاب ندارد، دست كم با لباس و سر و وضع ساده در خيابان حضور پيدا ميكند. وقتي به دانشگاههاي خارج نگاه ميكنيم، كاملاً مشخص است كه اينجا يك محيط علمي است، اما متأسفانه در بعضي از دانشگاههاي ما چنان اين مسائل آزاد گذاشته شدهاند كه به تنها چيزي كه شبيه نيست و يك مركز علمي براي تحصيل جوانان است.
در دولت دهم كاري انجام شد كه در دولتهاي قبل بيسابقه بود و آن هم ورود يك خانم به عنوان وزير در كنار وزراي ديگر بود. اين كار در زمان آقاي خاتمي به عنوان معاون رئيسجمهور انجام شد، ولي براي اولين بار آقاي احمدينژاد بحثي را به عنوان وزير زن مطرح كردند. خيليها معتقدند كه اين كار انجام شد تا مطرح شدن خانمها براي وزارت، از شعار انتخاباتي خارج شود و كس ديگري نتواند از اين شعار به عنوان كاري كه براي نخستين بار انجام ميشود، استفاده كند. برخي هم معتقدند كه اين نگاه خاص دولت به اين مقوله است كه در بحث حجاب هم به شكل ديگري مطرح شود. نظر شما چیست؟
اگر با توجه به مباني و اصولي كه در اسلام داريم، به اين مسئله نگاه كنيم، اسلام هيچ منعي براي فعاليت زنان در جامعه نميبيند، مگر اينكه اين فعاليت اولاً باعث شود كه مسئوليت اوليه زن كه مسئوليت در قبال خانواده است، تحتالشعاع قرار بگيرد و ثانياً در محيطي حاضر شود كه آن محيط، موجبات اختلاط بسيار زياد و مشكلآفريني براي روحيات زنان به وجود بياورد، والا اگر محيط، محيط سالمي باشد و زن هم از لحاظ شايستگي و بالا بودن موقعيت براي گرفتن آن پست مشكلي نداشته باشد، مشكلي نيست. يك وقت هست كه ما به خاطر جوّي كه در آن قرار ميگيريم و ميخواهيم به هر شكلي كه شده زنان را در اين عرصههاي اجتماعي وارد كنيم، اين مسئلهاي تبليغاتي است، اما اگر واقعاً زني شايستگي لازم براي احراز يك پست مديريتي را داشته باشد، با در نظر گرفتن آن دو شرط يعني حفظ موقعيتش در خانواده و ايجاد كانون گرم خانوادگي و دوم محيط، محيط سالمي باشد كه موجب كسب فضائل و معارف براي او شود، نه اينكه خداي نكرده اين اختلاط بيحد موجب شود كه او از موقعيت انساني خودش پايينتر بيايد؛ اگر اين دو مورد را رعايت كند و واقعاً شايستگي لازم را هم براي كسب آن منصب داشته باشد، به نظر من اسلام با اين موضوع مخالفتي ندارد.
اما گاهي اوقات در اين انتخابها و برخوردها شايد يكي از آن دو شرط را ناديده ميگيريم. من فكر ميكنم خود خانمهاي ما بخواهند اين دو شرط را رعايت كنند، بهخصوص اگر احساس كنند شايستگي لازم براي رسيدن به آن پست را دارند، شايد سختي كار براي خودشان بيشتر شود و چه بسا يكي از دلايل نپذيرفتن بسياري از خانمهاي ما هم در مناصب و موقعيتهاي خاصي كه با سختيها و ويژگيهايي همراه است، اين باشد.
برخي معتقدند حضور زنان در مناصبي مثل نمايندگي مجلس يا وزارت قطعاً حرام نيست و هر جايي هم كه ضرورت ايجاب كند، زنان بايد حضور داشته باشند، اما در عين حال برخي هم معتقدند نفس ورود خانمها به اين عرصهها ممكن است شروع فرهنگ غلطي باشد، چون تربيت فرزند و خانهداري اصليترين كار يك زن در جامعه است و در واقع آينده يك جامعه را تضمين ميكند، ولي اگر از حالا براي دختران نسل سوم اين عرصه را باز كنيم كه ميشود نماينده و وزير شد، شايد خيليها اين موضوعات را با هم خلط كنند و نتوانند درست متوجه شوند و ما نسلي داشته باشيم كه به ظاهر شور و نشاط انقلابي دارد، اما غافل از وظايف اصلي خود و مشغول كارهايي بشوند كه اولويت براي آنها نبوده است.
ابتداي صحبتم اين را عرض كردم كه مسلماً وظيفه اصلي زن كه از او بازخواست ميشود و بايد برايش جواب داشته باشد، اولاً همسرداري و ثانياً تربيت فرزندان صالح است. اين دو وظيفه براي يك زن اصلي است، اما زن در دوراني كه بچهها به ثمر ميرسند و شخصيت اوليهشان شكل ميگيرد و به مدرسه ميروند، ميتواند در غياب آنها به تحصيل يا فعاليت اجتماعي بپردازد، اما در مقطعي كه بچهها در منزل هستند، بايد حضور داشته باشد و نظارت كافي را بر رشد و تربيت بچهها داشته باشند، اما به فرموده رهبر معظم انقلاب، هنر زن اين است كه بتواند بين وظايف اصلي خود كه همانا تربيت فرزند و مديريت خانه و خانواده است، با وظايف اجتماعي خود توازن ايجاد كند، بهنحوي كه هيچيك از آنها، خللي در ديگري به وجود نياورد و به هيچكدام آسيب نرسد. به اعتقاد من زن پس از ازدواج و بهخصوص در سالهايي كه صاحب فرزند ميشود، بايد چند سالي را مطلقاً به مراقبت از فرزندان اختصاص بدهد و همواره در كنار آنها باشد، ولي زماني كه بچهها بزرگ ميشوند و ديگر مثل دوران كودكي وابسته به مادر نيستند، ميتواند فعاليت اجتماعي خود را بيشتر كند و پا به عرصه اجتماع بگذارد و اگر شايستگيها و تواناييهايي براي اداره مناصبي را دارد، در آنها هم حضور پيدا كند.
از نظر شما مهمترين نقاط قوت و ضعف دولت آقاي احمدينژاد كدامند؟
براي پاسخ به اين سئوال بايد كمي به عقب برگرديم. شرايطي كه در دوران سازندگي و دوران اصلاحات به وجود آمد، شرايط نگرانكنندهاي بود؛ دور شدن از گفتمان امام و روي آوردن به بعضي از ارزشهاي غير اسلامي و اظهارنظرهاي آزادانه و عملياتي كردن آن نظرات كه با مباني ديني ما فاصله داشت. آنچه كه در آغاز دولت نهم اتفاق افتاد، اولاً گفتمان رهبر كبير انقلاب، امام(ره) و دفاع از انديشههاي ناب اسلامي بود. مردم ما هم كه دقيقاً اين نوع نگرش را تشخيص داده بودند، اقبال خوبي كردند و همه دنبال اين بودند كه گفتمان ديني و آموزههاي امام مطرح شوند و به شرايط ابتداي انقلاب برگرديم و همان شعارها و انگيزههاي آن زمان دو باره پا بگيرند. ما هم مثل اكثريت مردمي كه از اين گفتمان خشنود و راضي بودند، به همين دليل حمايت كرديم و تا زماني كه احساس ميكرديم همان گفتمان مطرح است و بهخصوص تبعيت از مقام معظم رهبري براي ما يك شاخصه بود.
يادم هست كه در آستانه انتخابات سال 88، وقتي خواستم شركت كنم و در مجتمع ورزشي صحبت كردم، دقيقاً نكاتي را استخراج كرده بودم كه مقام معظم رهبري به عنوان شاخصههايي براي انتخاب يك رئيسجمهور متدين و انقلابي عنوان كرده بودند. در انتهاي صحبتم بر ولايتپذيري آقاي احمدينژاد تأكيد كردم. اين نكته براي ما خيلي مهم بود، يعني امروز هم اعتقادم بر اين است كه اگر بخواهيم از رئيسجمهوري حمايت كنيم، براي ما بسيار مهم است كه اين رئيسجمهور و هر كسي كه در نظام اسلامي قرار ميگيرد، از مقام معظم رهبري تبعيت كند، چون معتقديم اين تبعيت موجب سلامت نظام ميشود و نظام ما را از بيراهه رفتن حفظ ميكند. اين تبعيت هم تبعيت فرزند از پدر نيست، بلكه تبعيت مأموم از امام خود است. ما اين تبعيت را به اين شكل قبول داريم و انشاءالله بايد سعي شود كه به همين شكل هم دنبال شود.
آيا از طرف حزب مؤتلفه هم براي كانديداتوري مجلس نهم با شما صحبت شده بود؟
بله، تلفني با من صحبت شد و نظرشان بر اين بود كه در نظرسنجياي كه شده، شما جزو خانمهايي هستيد كه خوب است كانديدا بشويد.
در روز ثبتنام ظاهراً فرموده بوديد ترجيح ميدهيد در ليست جبهه پايداري باشيد. آيا از طرف جبهه پايداري با شما صحبتي شده بود؟
بله، از طرف جبهه پايداري به شكل رسمي براي من نامه آمد.
از طرف چه كسي؟
از طرف دبير جبهه پايداري، آقاي دکتر آقاتهراني. هرچند اشتراكات زيادي را بين جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرايان ميبينم، اما آن دو نكتهاي را كه جبهه پايداري بر آنها تأكيد دارد كه يكي در مورد جريان انحرافي و يكي در مورد ساكتين فتنه، از شاخصههاي من هم هست، چون حقيقتاً از جانب كساني كه در طي 30 سال انقلاب در قبال فتنهها ساكت بودند، آسيب زيادي ديديم و اصولاً با مشي چنين كساني كه وقتي خطي انقلاب را تهديد ميكند، به دلايل مختلف، مصلحتانديشي يا حفظ موقعيت خودشان، در شرايط حساسي كه بايد دقيقاً موضع روشن و منطقي گرفت، در اين مقاطع حساس سكوت كردهاند و با ساكتين فتنه نبايد همراهي كرد و اتفاقاً در اين مراحل سخت است كه انسان شناخته ميشود و اهميت مواضع او را در آن مقاطع ميشود محك زد و متوجه شد كه چقدر نسبت به اصول نظام و جايگاه مقام معظم رهبري و جايگاه ولايت حساسيت دارند، وگرنه در شرايط عادي و موقعي كه همه دارند از مقام معظم رهبري ميگويند، همراهي كردن خيلي كار شاق و مهمي نيست. زماني شاكله و ويژگيهاي خاص انسانها شناخته ميشود كه در دشواريها و مراحل بحراني قرار بگيرند.
نام بعضي از شخصيتها را ميبرم و اگر صلاح دانستيد در حد يكي دو كلمه چيزي را كه به ذهنتان ميرسد بفرماييد و اگر هم كسي بود كه مايل نبوديد در بارهاش صحبت كنيد، بگوييد كه منتشر نكنيم.
آقاي احمدينژاد...
ما خيلي به ايشان اميد داشتيم و احساسمان اين بود كه با همت و تلاش فوقالعادهاي كه دارند، بسياري از مشكلات جامعه را ميتوانند حل كنند و به هيچوجه هم نبايد منكر شد كه ايشان زحمات زيادي كشيدند، اما متأسفانه آنگونه كه بايد و شايد پايدار نبودند.
سيدحسن خميني...
سخت ميشود در باره ايشان حرف زد. ايشان از جمله افرادي هستند كه به خاطر انتسابشان به امام، انتظار ميرفت كه خيلي زيركانهتر و هوشيارانهتر در فتنههاي 88 موضعگيري ميكردند، اما بعضي از مواضع ايشان موجب شد كه دشمنان داخلي ما به ايشان اميدهايي ببندند.
آقاي هاشمي رفسنجاني...
ما از همان سالهاي دهه 60 با توجه به سمتي كه پدرم داشتند، با بعضي از نامهها و توصيهنامههاي ايشان در مورد اشخاصي كه بهنحوي يا به ايشان انتساب داشتند يا به ايشان سفارش شده بود كه از آنها حمايت كنند، آن هم كساني كه متهم بودند، آشنا بوديم و از آن زمان سابقه ايشان را داريم و احساسمان اين است كه همان زمان هم از عدالت خارج شده است، يعني موضعگيريهاي ايشان از يك شخصيت انقلابي انتظار نميرفت و واقعاً انسان دلش ميسوزد، چون ايشان سوابق خوبي دارند و دوست نداشتيم كسي مثل ايشان به اينجا برسد. ميخواهم بگويم قضيه مربوط به سالهاي اخير نميشود. از همان سالها و حمايتهايي كه از بعضي از اشخاص مسئلهدار كردند، اين ذهنيت را در ما به وجود آورده بودند.
آقاي لاريجاني، رئيس مجلس...
آقاي لاريجاني مواضع دوپهلو ميگيرند.
آقاي خاتمي...
واقعاً خدا به دادشان برسد.
آقاي قاليباف...
موضعگيري ايشان در ايام فتنه بهموقع و بهروز نبود و با تأخير زماني صورت گرفت. از طرفي گاهي اوقات احساس ميشود كه از بعضي از كارها بهرهبرداريهاي تبليغاتي ميكنند.
سخن آخر؟
يكي از نكاتي كه در ذهنم بود كه مطرح كنم، اين مطلب بود كه حضرت آقا يك بار در اولويتبندي مسائل بهخصوص در مسئله زنان، به نظرم رسيد كه كلاً فعاليتهاي زنان ما از عدم رعايت شاكلههاي ديني در رنج است، يعني گاهي اوقات چنان دچار غربزدگي بشويم كه وقتي ميخواهيم حمايتي از زنان كنيم يا دچار كميتگرايي ميشويم بهطوري كه كيفيت تحتالشعاع قرار ميگيرد يا مسير را اشتباه ميرويم. مثلاً وقتي بحث اشتغال زنان مطرح شود، گاهي اوقات چنان افراطي فكر ميكنيم كه انگار بايد زنان را به هر نحو ممكن از خانهها بيرون بياوريم و به عرصه اجتماعي وارد كنيم و جنبههاي مختلف اين مطلب را در نظر نميگيريم. آيا همه زنان بايد وارد حوزه اشتغال بشوند؟ و اگر هم ضرورت هست چه نوع اشتغالي؟ كيفيت اين اشتغال بايد چگونه باشد؟ بنابراين چيزي كه جامعه ما از آن رنج ميبرد اين است كه شاكلههاي ارزشمدار در فعاليتهاي زنان رعايت نميشود و گاهي ميخواهيم كميت را مطرح كنيم و بگوييم در فلان سال به اين عدد رسيدهايم، بنابراين از مسائل اصلي فارغ ميشويم.
يكي از كارهاي خوب دولت نهم، توجه شخص آقاي احمدينژاد به خانوادهمحوري بود. در فعاليتهايي كه در دولتهاي قبلي در مورد زنان صورت گرفت، زنان به حق و حقوق خود آشنا شدند، اما وظايف خود را فراموش كردند و در اين مورد هيچ آموزشي نديدند. اين شيوه نهتنها موجب از هم پاشيده شدن خانوادهها شد، بلكه استرس و فشار روحي زيادي را بر زنان تحميل كرد، چون احساس ميكردند كه نه هيچكس حق و حقوق آنها را ميشناسد و نه جوابگوست، اما آقاي احمدينژاد به جايگاه محوري خانواده توجه زياد كردند و نام مركز تبديل به مركز زنان و خانواده شد و بحمدالله كارهاي خوبي هم در اين مركز شد. من مدير آموزش مركز بودم و فعاليتهاي آموزشي مركز را در اين راستا برديم كه طرحي به نام «طرح رحمت» را پياده كرديم و در آنجا وظايف زن در قبال همسر و خانواده را به زنان آموختيم و تا جاهايي كه دستمان ميرسيد در كارخانهها، پادگانها و مراكز ديگر آقايان را هم در مورد وظايفشان نسبت به همسرشان آشنا كرديم تا هر كسي بداند وظايفش در قبال ديگري چيست و البته آشنايي با حقوق خود هم مهم است، اما حقوق و وظايف بايد در كنار هم تعريف شوند و نبايد يكجانبه نگاه كنيم. انشاءالله خانوادهمحوري را بيشتر در برنامههايمان مد نظر داشته باشيم.
و انشاءالله يكي از اولويتهاي شما در مجلس نهم هم خواهد بود.
پينوشتها:
(1) نهجالبلاغه، خطبه 192. (2) قرآن كريم، سوره بقره، آيه 249. (3) قرآن كريم، سوره حج، آيه 11.
|